امشب دلم پُره، امشب مسافری
فرصت نشد بگم چی می کشم بری
چشمم به رفتنت، دلگیرم از خودم
فرصت نشد بگم، من عاشقت شدم
من عاشقت شدم، ما میرسیم به هم
کاش مونده بودی و میشد بهت بگم
ما عاشق همیم، ما میرسیم به هم
کاش اینجا بودی و میشد بهت بگم
میترسم از همه، ازین شبهای سرد
تو فکر رفتنی، کاریش نمیشه کرد
میخواستم بهت بگم، فکر کسی نباش
میخواستم بهت بگم ، اما دلم نذاشت
من عاشقت شدم ، ما میرسیم به هم
کاش مونده بودی و میشد بهت بگم
ما عاشق همیم، ما میرسیم به هم
کاش اینجا بودی و میشد بهت بگم…
کاش…
توی دنیا چی می خوای به پات بریزم
همه هستیمو من به سرا پات بریزم
لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو
چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو
بیا تا برات بگم من وجودم مال تو
بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو
اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو
اگه رودخونه می خوای سیل اشکام مال تو
چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی تونم
واسه ی زندگی کردن تو را می خوام خوب می دونم
تو بدون عشقم تو هستی
برا من زندگی هستی
تو بدون عشقم تو هستی
برا من زندگی هستی
گل گلخونه ي من
يك يك دونه ي من
چراغ خونه ي من
اومدم باز ، اومدم باز
نميخوام گريه كنم ، واسه مرگ غنچه ها
تو به من هديه بكن ، پر پرواز پر پرواز
خسته دلداري ميخواد
از شما ياري ميخواد
توي قحطي وفا
دلپرستاري ميخواد
گل گلخونه ي من
يك يك دونه ي من
چراغ خونه ي من
اومدم باز ، اومدم باز
نميخوام گريه كنم ، واسه مرگ غنچه ها
تو به من هديه بكن ، پر پرواز پر پرواز
به من غم زده ي دل مرده
دوباره درس محبت بدهيد
من افسرده ي نااميد رو
دوباره به خنده عادت بدهيد
در این زمانه ای که رسم عاشقی دلشکستن است ، در این دیاری که بی وفایی سهم
یک عاشق است ، در این هیاهو و التهاب مرا عاشق خودت بدان.
در مرام ما دل شکستن و بی وفایی نیست ، ما خود یک دلشکسته ایم و بیشتر از آنچه
که تصور میکنی بی وفایی دیده ایم.
در این لحظه رویایی ، عاشقانه می گویم که دوستت دارم تا بی بهانه با من بمانی.
در این سکوت عاشقانه تنها نگاه به چشمانت میکنم تا درون چشمانم قطره های اشک
را ببینی و بفهمی که من یک دلشکسته ام.
بیا و دستانت را به من بده ، خیلی خسته ام ، با محبتت این خستگی را از وجودم رها
کن.در کنارم قدم بزن ، و رویاهایم را با عشق دوباره زنده کن.
در این لحظه عاشقانه ، صادقانه می گویم که تا آخرین نفس ، همنفس تو هستم، مرا
باور کن ، به من دلخوشی نده ، از ته دل بگو آنچه در آن دل مهربانت میگذرد.
اگر میخواهی روزی قلبم را بشکنی، اگر میخواهی با ما بی وفایی کنی ، برو که دیگر
حوصله به غم نشستن نداریم.
در این زندگی قلبم بازیچه ای بیش نبوده ، و به جز بی وفایی و خیانت چیزی را ندیده!
تو بیا و از ته دل با ما یار باش ، با صداقت و یکرنگی گرفتار ما باش .
می مانم با تو برای همیشه ، می گویم از ته دل دوستت دارم تا ابد و برای همیشه ،
افتخار میکنم به تو و آن عشق پاکت و با صداقت از تو و آن عشق مقدست می نویسم.
در این زمانه ای که رسم عاشقی جدایی و نفرت است ، در این دنیایی که کسی قدر یک
قلب عاشق را نمی داند ، تو بیا و قدرم را بدان و اینک که مرا در آن قلب مهربانت اسیر
کردی به آن محبت برسان که تشنه یک ذره محبتم.
در این کویر خشک قلبم تو تنها گلی هستی که روییده ای مثل باران می شوم و بر روی
تو می بارم تا برای همیشه برایم بمانی.
در این لحظه عاشقانه ، صادقانه میگویم که دوستت دارم بیشتر از آنچه که تصور میکنی
عزیزم ، حالا تو نیز این لحظه عاشقانه را با گفتن این کلمه رویایی کن
.jpg)
.jpg)
مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی
.jpg)
توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست
می دونی تو قلب من نقطه تزویری نیست
گریه شبونه رو جز تو که تسکینی نیست
مثل این شکسته دل هیچ دل غمگینی نیست
تقدیم به تو :
آه یکی بود یکی نبود یه عاشقی بود که یه روز
بهت می گفت دوستت داره آخ که دوست داره هنوز
دلم یه دیوونه شده واست بی آزاره هنوز
از دل دیوونه نترس آخ که دوست داره هنوز
گفتی که با وفا بشم سهم من از وفا تویی
سهم من ازخودم تویی سهم من از خدا تویی
گفتی که دلتنگی نکن آخ مگه می شه نازنین
حال پریشون منو ندیدی و بیا ببین
تقدیم به تو:
دل عاشق همیشه ظریفه مثل شیشه
ز غصه دوری یار به غم شکسته میشه
می دونم می دونی به عشقت من اسیرم
می دونم می دونی که من برات می میرم
برام عزیزترینی واسم تو بهترینی
توی خلوت دل من صدای آخرینی
تو هم خونم تویی جونم بمون تا من بمونم
تو درمونم تو هم زبونم بمون تا من بمونم
تقدیم به تو :
نکن امروز را فردا بیا با ما که فردایی نمی ماند
که ازتقدیروفال ما در این دنیا کسی چیزی نمیداند
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود
دیدم که در آینه هم جز تو کسی نیست
نکن امروز را فردا دلم افتاده زیر پا
بیا ای نازنین ای یار دلم را از زمین بردار
در این دنیای وانفسا تویی تنها منم تنها
امروز که محتاج توام جای تو خالی ست
فردا که می یایی به سراغم نفسی نیست
تقدیم به تو :
باورم کن باورم کن باورم کن آنچه هستم
بس که ناباوری دیدمتو خودم هر بار شکستم
باورم کن خیلی خسته م از غم ناباوری ها
تو کمک کن تا نباشم آیه دربه دری ها
رگبار تلخ دو رنگی دشنه زد به تار و پودم
ازغم نامردمی ها مرده ذرات وجودم
دیگه باورم نمی شه که هنوز زنده هستم
گر چه می دونم که پاکی شده باعث شکستم
باورم کن که تو سینه غم دارم به حجم فریاد
آخه این غم کمی نیست که صداقت رفته بر باد
زیر این گنبد وحشی توی این دل نگرونی
تو بیا همسفرم باش اگه تو بخوای می تونی