نوشته شده در تاريخ
توسط ارشاد | ارسال نظر(0)

قدر چشم های تو را هیچ کس ندانست جز عاشقت

اما خوب میدونم که این عشق هرگز نبوده لایقت

ترسم از روزیست که می خواهی کنی ترک مرا

دست بیداد فلک موجی زند بر قایقت . . .


نوشته شده در تاريخ
توسط ارشاد | ارسال نظر(0)

در این دور و زمانه دل هر کس دل نیست

کاسه ی سفالی محبت ها از گل نیست

نمی دانستم جنس دل ها تمام از سنگ است

واسه قلب شیشه ای جایی در این منزل نیست . . .


نوشته شده در تاريخ
توسط ارشاد | ارسال نظر(0)

 

ای خدا این دل کویر است محتاج بارانیم هنوز

برآورده شدن این آرزو را ازتو خواهانیم هنوز

چی بگوییم از عشق یار و رحمت بی وصف تو

که ایستاده به روی خط پایان و از امیدوارانیم هنوز . . .


نوشته شده در تاريخ
توسط ارشاد | ارسال نظر(1)

    

خیلی وقته چشمهایم از فکر تو بارانیست

سال هاست دریای دلم از عشق تو طوفانیست

دیگر کاسه صبرم شده لبریز از درد بی تو بودن

خدایا انتظار دیدن یار چقدر طولانیست . . .        


نوشته شده در تاريخ
توسط ارشاد | ارسال نظر(1)

نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه،

چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه،

 سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه،

آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه،

لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه،

رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه،

چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه،

اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند

 


 

باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست

تو ساده دل کندی  ولی تقدیر بی تقصیر نیست

با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی

باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه

اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه

دل گیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور

وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور

آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره

عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره

باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست

تو ساده دل کندی  ولی تقدیر بی تقصیر نیست

باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی


نوشته شده در تاريخ
توسط ارشاد | ارسال نظر(0)

وقتی قلبی خسته می شود


شاید دلتنگ گرفتن یک هدیه شده باشد
شاید نگران یک خواهش بی جواب مانده باشد

شاید دلش یک نفس فریاد تا بی نهایت بخواهد
شاید آرزویی درگوشه چشمش خشکیده باشد

شاید در حسرت چند روزی سفر مانده باشد
شاید به دنبال گمشده ای نایافتنی می گردد

شاید از زمانه شکایتی در دل داشته باشد
شاید دلش یک بازی دو نفره بخواهد

شاید ترسی از پایانی در دلش باشد
شاید دلواپس فردای تو و او باشد

شاید قلبم خسته شده
شاید هم قلمم


.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران