نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390
توسط ارشاد | ارسال نظر(0)

 

عمريه ساكت و غمگين توي تنهايي نشستم
بغض سرد و بي صدامو تو چشاي تو شكستم
 
طعم تلخ گريه ها مو كسي اينجا نميدونه
چه غريبه توي دنيا لحظه هاي عاشقونه
 
به هواي چشم خيسم ديگه ابري نمي باره
تو شباي خالي من نميخنده يه ستاره
 
جاده از تو گذشتن پيش رومه تا هميشه
تو نموندي تا ببيني آخر قصه چي ميشد
 
سايه اي خسته تر از شب و تو با پاي پياده
اخر قصه همينه من و تنهايي و جاده

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران